دولت لیبرال

 دولت لیبرال

David Ball

فهرست مطالب

دولت لیبرال یک عبارت است. Estado یک اسم مذکر و عطف فعل "estar" (در مشروط) است که ریشه آن از کلمه لاتین status به معنای "شرایط، وضعیت" گرفته شده است.

Liberal یک صفت دو جنس و اسم دو جنس که از اصطلاح "آزاد" گرفته شده است که از لاتین liber به معنی "آزاد" گرفته شده است.

معنی لیبرال. دولت که به آن دولت قانون لیبرال نیز می گویند، خود را به عنوان یک الگوی حکومتی مبتنی بر لیبرالیسم توصیف می کند.

دولت لیبرال در دوره روشنگری توسعه یافت. بین قرن‌های هفدهم و هجدهم.

از طریق او نظریه‌های بسیاری (سیاسی و اقتصادی) توسعه یافت که کاملاً به نفع آزادی افراد بود و از قدرت دخالت دولت‌ها در زندگی و انتخاب‌های آن دفاع می‌کرد. شهروندان محدود بودند.

لیبرالیسم در مقابل حکومت کنترل کننده و متمرکز دولت مطلقه ایستاد که هدف اصلی آن انباشت ثروت، کنترل اقتصاد و رابطه بین دولت و دولت بود. جمعیت.

از نظر جان لاک که پدر لیبرالیسم تلقی می شود، دولت ها فقط باید سه حق اساسی را برای انسان تضمین کنند: زندگی، آزادی و مالکیت. حقوق افراد،تا زمانی که چنین اقداماتی حقوق دیگران را نقض نکند، آزادی انجام هر کاری را که می‌خواهند تضمین می‌کند.

همچنین ببینید: تعبیر خواب توده چیست؟

از نظر اقتصادی، دولت لیبرال نتیجه مستقیم منافع بورژوازی است.

آدام اسمیت محقق برجسته لیبرالیسم اقتصادی بود و معتقد بود که بازار زمانی آزاد است که خودش را بدون دخالت دولت مدیریت کند. این مدل مخالف دولت مداخله گر است که با کنترل همه جانبه در تمام زمینه های اقتصاد، حتی در بخش خصوصی مشخص می شود.

دولت لیبرال چگونه ظهور کرد؟

دولت لیبرال پس از انقلاب فرانسه ظهور کرد که دوره آن با ایده های لیبرالیستی الهام گرفته از آثار جان لاک تشویق می شد.

به گفته فیلسوف انگلیسی، افراد با حق طبیعی زندگی متولد می شدند. علاوه بر حق آزادی و مالکیت خصوصی.

همچنین ببینید: تعبیر خواب ببر چیست؟

چنین دیدگاهی منجر به این شد که دولت دیگر نمی تواند در چنین مسائلی مداخله کند.

از نظر جان لاک، روابط بین جمعیت با دولت از طریق یک قرارداد اجتماعی رخ می دهد، که در آن جامعه از حقوق خاصی صرف نظر می کند تا دولت متولی حفظ نظم اجتماعی باشد. آزادی های فردی را تضمین می کند، اما در عین حال منافع جامعه را کنترل می کند.

در لحظه ای کهسلطنت مطلقه قدرت را از دست می‌دهد و بورژوازی را به کنترل انقلاب می‌سپارد، کسانی که در خانواده‌های سلطنتی متولد شده بودند، امتیازاتشان را با نیروی سرمایه جایگزین می‌کردند.

در نتیجه، طبقه بورژوا به طور طبیعی تقویت شد. عدم مداخله دولت و اکتشاف فرصت های جدید بازار آزاد شروع به سود کرد.

ویژگی های دولت لیبرال

دولت لیبرال از این جنبه های اصلی متمایز است. :

آزادی فردی

در یک دولت لیبرال، افراد بدون دخالت دولت از آزادی برخوردارند. بنابراین، آنها می توانند در هر فعالیتی (با ماهیت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی در هر سطحی) شرکت کنند، اما این کار حقوق افراد دیگر را نقض نمی کند.

برابری

در یک دولت لیبرال، برابری یک ویژگی است که از طریق احترام به هر فرد و فردیت آنها به دست می آید.

یعنی این بدان معناست که با همه افراد باید به طور یکسان رفتار شود، چه جنسیت، چه سن، نژاد یا مذهب، مراقب تفاوت های خود باشید تا فرصت های یکسانی را برای همه فراهم کنید.

تحمل

ویژگی مدارا در نتیجه برابری است. که دولت با افراد خود در یک دولت لیبرال رفتار می کند.

در این مورد مشخص می شود که همه افراد دارایفرصت شنیده شدن و همچنین احترام، حتی در زمان اعتصابات و تظاهرات.

آزادی رسانه

رسانه ها عملیات بی طرفانه خود را دارند و به دولت یک دولت لیبرال.

بنابراین رسانه ها می توانند آزادانه و بدون هیچ گونه غرض ورزی اطلاعات را منتشر کنند، به ویژه در موارد مسائل سیاسی.

بازار آزاد

در دولت لیبرال، غلبه "دست نامرئی بازار" است، اصطلاحی که نشان دهنده عدم دخالت دولت در اقتصاد است.

در این شرایط، هر کسی می تواند حمل کند. خارج از فعالیت های اقتصادی، در حالی که بازار خودش را تنظیم می کند.

دولت لیبرال، دولت اجتماعی قانون و دولت رفاه اجتماعی

دولت لیبرال اشاره دارد دولتی که تضمین کننده حقوق شناخته شده نسل اول است که ماهیتا فردی و منفی است، زیرا مستلزم امتناع دولت است.

اینگونه حقوق با داشتن آزادی و همچنین مدنی ضروری تلقی می شود. حقوق و سیاستمداران.

دولت حقوقی اجتماعی دولتی است که حقوق نسل دوم (که شامل حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است) را تضمین می کند، که در نهایت خواستار نگرش های کارآمد از دولت است.

Welfare State – که در انگلیسی Welfare State نامیده می شود – به عنوان معیار اجتماعی تعریف می شود وتوسط دولت به منظور کاهش نابرابری های اجتماعی از طریق سیاست های کمکی، توزیع درآمد و ارائه خدمات اساسی اتخاذ شده است.

دولت نئولیبرال

چاه دیگر مدل شناخته شده دولت نئولیبرالیسم است که با حضور دولت به عنوان یک تنظیم کننده صرف اقتصاد، یعنی با دخالت اندک – اما موجود – دولت مشخص می شود.

این دکترین اجتماعی-اقتصادی در دهه 1970 در چندین کشور ایجاد شد، به ویژه پس از "بحران لیبرالیسم"، زمانی که عدم مداخله دولت باعث عدم تعادل در قانون عرضه و تقاضا و در نتیجه بحران اقتصادی معروف 1929 شد. 0>در این بحران سال 1929 که "رکود بزرگ" نامیده شد، نشان داده شد که عدم تنظیم بازار باعث رشد لجام گسیخته صنعت شد که به فروپاشی اقتصاد به اوج رسید.

از آن زمان، نئولیبرالیسم حداقل نقش تنظیم اقتصاد را به دولت گسترش داد، اما همیشه به بازار آزاد و رقابت احترام گذاشت.

همچنین رجوع کنید به:

  • لیبرالیسم
  • نئولیبرالیسم
  • راست و چپ
  • نابرابری اجتماعی

David Ball

دیوید بال یک نویسنده و متفکر ماهر است که اشتیاق زیادی به کاوش در قلمروهای فلسفه، جامعه شناسی و روانشناسی دارد. دیوید با کنجکاوی عمیق در مورد پیچیدگی های تجربه انسانی، زندگی خود را وقف کشف پیچیدگی های ذهن و ارتباط آن با زبان و جامعه کرده است.دیوید دارای مدرک Ph.D. در فلسفه از یک دانشگاه معتبر که در آن بر اگزیستانسیالیسم و ​​فلسفه زبان تمرکز کرد. سفر آکادمیک او او را با درک عمیقی از ماهیت انسان مجهز کرده است و به او اجازه می دهد تا ایده های پیچیده را به شیوه ای واضح و قابل ارتباط ارائه کند.دیوید در طول زندگی حرفه‌ای خود مقالات و مقالات تأمل برانگیزی نوشته است که به عمق فلسفه، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی می‌پردازند. آثار او موضوعات متنوعی مانند آگاهی، هویت، ساختارهای اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و مکانیسم‌هایی که رفتار انسان را هدایت می‌کنند را به دقت بررسی می‌کند.فراتر از فعالیت‌های علمی‌اش، دیوید به دلیل توانایی‌اش در ایجاد پیوندهای پیچیده بین این رشته‌ها مورد احترام است و دیدگاهی جامع در مورد پویایی شرایط انسانی به خوانندگان ارائه می‌دهد. نوشته‌های او به طرز درخشانی مفاهیم فلسفی را با مشاهدات جامعه‌شناختی و نظریه‌های روان‌شناختی ادغام می‌کند و خوانندگان را دعوت می‌کند تا نیروهای زیربنایی را که افکار، اعمال و تعاملات ما را شکل می‌دهند، کشف کنند.به عنوان نویسنده وبلاگ چکیده - فلسفه،جامعه شناسی و روانشناسی، دیوید متعهد به تقویت گفتمان فکری و ترویج درک عمیق تر از تعامل پیچیده بین این زمینه های به هم پیوسته است. پست‌های او به خوانندگان فرصتی می‌دهد تا با ایده‌های تفکر برانگیز درگیر شوند، مفروضات را به چالش بکشند و افق‌های فکری خود را گسترش دهند.دیوید بال با سبک نوشتاری شیوا و بینش عمیق خود، بدون شک یک راهنمای آگاه در قلمروهای فلسفه، جامعه شناسی و روانشناسی است. وبلاگ او با هدف الهام بخشیدن به خوانندگان برای شروع سفرهای درون نگری و بررسی انتقادی خود، در نهایت منجر به درک بهتر خود و دنیای اطرافمان می شود.